أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
41
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
بهشت نهند زبانيكان « 1 » در ايشان رسند و ايشان را با راه دوزخ برند و در دوزخ اندازند ايشان گويند : بار خدايا چون دانستى كه ما از اهل دوزخيم چرا ما را تمكين كردى تا بدر بهشت آمديم و جمال بهشت بديديم ؟ - گويد : دانيد كه اين چيست ؟ اين جزاى آنست كه شما در دنيا با مؤمنان استهزا ميكرديد اين جزاى استهزاى شماست ، و « فرو گذاشتن ايشان در طغيان » آنست كه ايشان را با خود رها كند و آن الطاف كه با مؤمنان كند با ايشان نكند بسبب منعى كه از جهت ايشان باشد . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 16 ] أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ( 16 ) گفت : ايشان آنانند كه بدل كردهاند و بخريدهاند گمراهى را به راه راست ، ابن عباس گفت : هدى و هدايت را بدادند و ضلالت فرا گرفتند يعنى اختيار كفر كردند و ايمان رها كردند تجارت و بازرگانى ايشان سودمند نيامد در آن بازرگانى در خسران و زيانكارى افتادند و نبودند ايشان راه يافتگان چون اختيار ضلالت بر هدايت كردند ؛ گفتهاند : مراد به « ضلالت » درين آيت عذاب است و به « هدى » ثواب ؛ بيانش : « أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ » صادق عليه السّلام روايت مىكند از پدران خويش عليهم السلام از رسول صلى اللّه عليه و آله كه او گفت : اى على مؤمن را سه علامت است ؛ نماز و روزه و زكات ، و منافق را سه علامت است ؛ چون حديث كند دروغ گويد ، و چون وعده دهد خلاف كند ، و چون امينش دارند خيانت كند ، و نيز گفت : سه خصلت است كه هر كه اين سه خصلت در او بود منافق باشد اگرچه نماز كند و روزه دارد و دعوى كند كه من مسلمانم ؛ چون سخن گويد دروغ گويد ، و چون وعده دهد خلاف كند ، و چون امينش دارند خيانت كند . عبد الله عباس گويد : اين حديث خاصّ در يك منافق آمد ، و هم او گفت كه : از رسول خداى تفسير اين حديث پرسيدم گفت كه : من به اين حديث منافقانى را خواستم كه خداى تعالى ذكر ايشان در قرآن كرد و وصف كرد بدروغ ؛ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ
--> ( 1 ) - - در بعضى نسخ « زبانيان » و در بعضى ديگر « زبانيهها » و در بعضى ديگر « مالكان دوزخ » و در بعضى ديگر و در تفسير ابو الفتوح « زبانگيان » .